شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

324

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

194 سوره 3 ( آل عمران ) . ( * 25 ) - اللّهمّ اقنعنا بما رزقتنا : پروردگارا ما را به آنچه كه روزيمان داده‌اى بىنياز گردان . ( * 26 ) - رقيّت : بندگى ، عبوديت . ( * 27 ) - حبايل عوايق : حبايل : جمع حباله ، دامها . عوايق : جمع عايقه ، عوارض ، موانع . حبايل عوايق : دامهاى موانع . ( * 28 ) - تصحيف : در اصطلاح استعمال كلماتى توسط نويسنده يا شاعر كه با تغيير دادن نقطه ، معنى آنها تغيير كند . مثل آوردن " بوسه " و " توشه " ، " انس " و " آتش " . ( * 29 ) - منيف : بلند و دراز ، چنان كه بر همه چيز از بالا مشرف باشد . ( * 30 ) - لمعان : درخشش ، تابندگى . ( * 31 ) - غرف : جمع غرفه . بالاخانه ، غرفه‌ها . ( * 32 ) - كانّها خطرات من وساوسة . . . : گويا آنها انديشه‌هاى خطوركننده از وساوس قلب است . خطرات : جمع خطرة : آنچه به دل كسى خطور مىكند . ( * 33 ) - تفرّس : به فراست دريافتن ، ادراك . ( * 34 ) - منصوبه تدبير : منصوبه يكى از هفت بازى نرد و همچنين نخستين بازى شطرنج . منصوبه تدبير : اضافه تشبيهى . بازى تدبير ، تدبير و چاره‌انديشى به بازى شطرنج يا نرد تشبيه شده است . ( * 35 ) - ششدر : در بازى نرد چنان است كه يكى از بازيكنان شش خانه مقابل مهره‌هاى حريف را گرفته باشد و او نتواند مهره‌هاى خود را حركت بدهد . كنايه از بسته بودن راههاى خروج و نجات . ( * 36 ) - خانه‌گير : جايگير ، متمكن ، همچنين بازى چهارم از هفت بازى نرد . ( * 37 ) - ما حيلة الانسان . . . : چاره‌انديشى انسان ، در آنچه بدان اميد دارد نيست و ناتوانى آخرين چاره اوست . ( * 38 ) - استسعاد : نيكبختى خواستن ، نيكبخت شدن .